#تهیونگ
ماشین رو گوشه ای پارک کردم و تو پیادروی شلوغ قدم گذاشتم .
یک بعدازظهر خنک تابستانی بود و باد ملایمی میوزید .
چند متر بالاتر کنار یک فود تراک که زیر ردیفی از درختها پارک کرده بود , چند میز و صندلی قرار داشت .
جونگ کوک را دیدم که همراه جیمین و یونگی هیونگ پشت یکی از این میزها نشسته بودند و بستنی میخوردند .
بسته های خریدی که مطمئن بودم نصف بیشترش برای جونگ کوک هست ، زیر پای یونگی روی زمین بود.
یونگی هیونگ داشت اطراف رو نگاه میکرد و وقتی من رو دید چیزی گفت و صورت جونگ کوک با خوشحالی سمت من چرخید .
با چند قدم بلند خودم را به آنها رساندم و بلند سلام کردم .
جونگ کوک سریع گفت : بلاخره اومدی .
صندلی خالی کنارش را عقب کشیدم و نشستم .
بوسه سریعی روی لباش زدم و گفتم : خیلی هم دیر نکردم .
جونگ کوک کمی شوکه شده بود و با خجالت لبخند زد .
هنوز به ابراز علاقه پیش بقیه عادت نکرده بود ولی چیزی نمیگفت .
یونگی در حالی که مثل همیشه انگشت هایش روی موهای جیمین میچرخید گفت : خب جناب جئون ، میخوای چیکار کنی که ما رو کشوندی بیرون ؟
جونگ کوک گوشی اش را بیرون کشید و گفت : یک قرار دوتایی .... من یک لیست آماده کردم ، بین اینا انتخاب کنیم کجا بریم .
جیمین با هیجان گفت : اوه چه جالب .
و با چشم های براق به گوشی جونگ کوک نگاه کرد .
یونگی گفت : زیادی با جیمین گشتی و مثل اون دیوونه لیست درست کردن شدی ؟
کوک فقط شانه ای بالا انداخت .
جیمین از روی لیست خوند : محل های که برای قرارهای عاشقانه مناسب هستند .
یک : یک پیکنیک کنار رودخانه هان .
دو : برج نامسان
سه : شهربازی
چهار : سالن بازی .
پنجم : دوچرخه سواری .
ششم : باغ وحش .
خب کدوم ؟؟؟ من دلم شهربازی میخواد .
یونگی گفت : الان برای رفتن به شهربازی کمی دیره ، باید از صبح میرفتیم .
جون کوک نگاهی به من انداخت و گفت : نظر تو چیه ؟
من واقعا برام مهم نبود .
هر کدوم رو میرفتیم خوش میگذشت .
-« برای من فرقی نمیکنه ، تو کدوم بیشتر دوست داری بری ؟ »
جونگ کوک گفت : بریم سالن بازی ؟ همون که نزدیک خانه شماست .
سرم رو به تایید تکان دادم و گفتم : خوبه .
جیمین سری تکان داد و گفت : سالن بازی خوبه .
YOU ARE READING
Romantic Way With You | VKook
Fanfictionکیم تهیونگ و جئون جونگ کوک دوتا دوست صمیمی هستند که هیچوقت هم دیگه رو به چشمی به جز دوست نمی دیدند . چون تایپ و گرایش متفاوتی دارند ولی بعد از اتفاقاتی احساساتشون تغییر میکنه و ... * روند داستان کمی تا حدودی آروم میش میره . پس باید برای خوندن این...
